ترنم عفاف بر لبان وجود...
فاطمه (س) اذان عشق در گوش هستی است و ترنم عفاف بر لبان وجود...
محراب عشق و نیایش به پای او به سجده افتاده و وجودش شب تیره تاریخ را روشنی می بخشد...
میلاد فاطمه(س) بهار سرسبز ایمان، برآمدن خورشید زن از افق روشنایی و بینایی است...

واژه های کلیدی : بهار، فاطمه، محراب عشق، نیایش، عفاف
جمعه 22 اردیبهشت 91
نظر:
گریهی آسمان بر پیکر ستاره...
یک الف بعد هم سه تا نقطه؛
تا ساعتی دیگر آن که بر همیشهی زخم های علی(ع) مرهم بود و گنجینهی
رازهای خاندان وحی، علی(ع) را ترک خواهد کرد.
تا ساعتی دیگر علی(ع)، کوثر را در آستانه بهشت و آسمان به پیامبر خواهد
سپرد و غربت خویش را تا دورترین کرانه های زمین خواهد گریست.
تا ساعتی دیگر علی(ع) جان خویش را در پردهی سپید وداع خواهد پیچید
و کبودی یاس، هزاران راز ناگفته را بیان خواهد کرد.
تا ساعتی دیگر علی(ع) سر بر شانهی دیوار تنهایی خود را خواهد گریست.
تا ساعتی دیگر آسمان بر پیکر ستاره خواهد بارید و علی(ع) ...

واژه های کلیدی : گنجینه ی راز، کوثر، غربت، کبودی، شانه ی دیوار، پیکر ستاره، آسمان
سه شنبه 5 اردیبهشت 91
نظر:
آفتاب چشمان فاطمه(س)
یک الف بعد هم سه تا نقطه؛
روز لبخند فاطمه(س) و علی (ع) است، خورشیدی از افق پاکی سر برآورده
زینب؛ جوشش کوثر است بر کرانه صبر، اقیانوسی از صبر و وقار
ابدیّت در برابر قامت استوار او به تعظیم ایستاده
سلام بر تو که آفتاب چشمان فاطمه(س) در نگاهت بود و هیمنه و وقار علی(ع)
در وجودت...
واژه های کلیدی : جوشش کوثر، اقیانوس صبر، آفتاب، وقار، هیمنه، ابدیّت
چهارشنبه 9 فروردین 91
نظر:
ترانهی شادمانی خاک
بهار، ترانه شادمانی خاک است و آیینه تمام نمای تجلی آسمان و ستارگان
بهار، رودخانه ای پرخروش است که دل های آسمانی می توانند به زلال مهتابی او تن بسپارند
تا دست های شفابخش، پیشانی تب دار زمین را سبز و معطر کند
بهار، فریادی هشدار دهنده است برخاسته از گلوی زمین که در جستجوی لباسی نو
برای دل های بی قرار من و توست
بهار، هر برگ آیه ای و هر شاخه سوره ای است در دریای بیکران نعمت های الهی که نثار انسان
شده است.
یک الف بعد هم سه تا نقطه؛
مولا جان! می آیی تا زندگی مان آرام بگیرد و طعم بهار بر کاممان شیرین شود، می آیی
تا پیچک های روحمان در سرشاخه های انتظار جان بگیرد
بیا تا هفت سین سلام های ما بی پاسخ نماند و این لبخند های گذرای بهار ماندگار شوند...

واژه های کلیدی : انتظار، بهار، خاک، شادمانی، دل، من و تو، پیچک
سه شنبه 1 فروردین 91
نظر:
واژگان بیتاب...
یک الف بعد هم سه تا نقطه؛
نمیخواهم این فاصله مرا از تو دور کند. نمیخواهم با موج غفلتی که گاه و بیگاه بر صخرهی جانم
میکوبد، تمام شوم.
نمیخواهم سهم من از انتظار همین واژگان بیتاب باشد و بس. میخواهم از پشت همین
ابرهای غیبت به تماشایت بنشینم و شمیم حضورت را مدام حس کنم و آرام شوم.
ما زیر سایه مهربانی تو نفس گرفتهایم. تک تک نفسهایمان آمدن تو را فریاد میزند...
واژه های کلیدی : انتظار، واژگان بیتاب، نفس، سایه مهربانی، غیبت، شمیم حضور
جمعه 12 اسفند 90
نظر:
لیست کل یادداشت های این وبلاگ